روزهای اول
7بهمن زایمان
8 ترخیص و اومدن سوشیانس به خونه
11 ازمایش غربالگری و تیروئید و اولین دکتر
12 دومین دکتر و اتمام بانداژ ختنه و افتادن همزمان بند ناف
13 تولد بردیا
14 هفته گرد سوشیانس رفتن به دکتر زنان بدون سوشیانس و اولین دلتنگی بزرک مامان
16 اولین حمام سوشیانس
19 سومین دکتر
20 چهارمین دکتر
نی نی ناز وملوس
قیافت تواین مدت تغییرات زیادی کرده و به نسبت روزای اول خیلی عوض شدی ،اضافه وزنت بیشتر از معموله ، که به خاطر شیرخشکه متاسفانه مامان شیرش کافی نیست و هم ناراحته و هم گیج و ویج که چقدر باید به تو شیر کمکی بده و ازهمه بدتر که چهار بار پیش دو تا دکتر رفته و هیچ کدوم کمکش نکردند و فقط بلدن بگن شیر خودت ،یکی نیست بگه اگه داشتم که منتظر دستور تو نمی موندم ، و دیروز به خاطر همین موضوع کلی گریه کردم
تا بالاخره از دوست خاله افسون که اون هم به نینیش کمکی داده کمک گرفتم اما از تغیرات تو نی نی ناز بگم :سرتو می تونی کمی صاف نگه داری ، دستات تپلی شده ، گاهی وقتها خنده صدادار می کنی
، دل پیچه ات بیشتر شده و خواب طولانی کمتر داری
،عاشق ابی و وقتی می شورمت با دهن باز و چشای باز خیره خیره نگام می کنی
که من عاشق این حرکتتم و باید ازش یک عکس بگیرم ،از تکون خوردن توی گهواره بدت می یاد و عاشق خوابیدن روی پایی
وتله پاتی عجیبی با مامانت داری به طوری که تا می خوام تکون بخورم تکون می خوری و منو میخکوب می کنی در ضمن مامان یک شرطی باهات گذاشته که هر وقت زیادی اذیت کردی مامان هم یک بوس گنده ازت بکنه
که خستگیش در بره ، امروز هم که 21 روزته و مامان خیلی خیلی خوشحاله و هزار بار خدا رو شکر می کنه که تو رو بهش داده و چشم براه روزای یکی از یکی قشنگتر و بهتره
هورااااااااا بالاخره مامانی نی نی رو به سال اژده ها رسوند ،فدات بشم اژده کوچولوی من

من و نی نی


روزهای اول
